پایگاه مقاومت بسیج شهید چمران کازرون

مسجد علی ابن ابیطالب علیه السلام،هئیت امیرالمومنین علیه السلام

پایگاه مقاومت بسیج شهید چمران کازرون

مسجد علی ابن ابیطالب علیه السلام،هئیت امیرالمومنین علیه السلام

روزشمار وقایع کربلا از اول محرم تا روز عاشورا

روزشمار وقایع کربلا از اول محرم تا روز عاشورا
 

قصر بنی مقاتل... چهارشنبه اول محرم الحرام سال 61 هجری قمری

* گروهی از اهل کوفه در این منزلگاه خیمه زده بودند. حضرت از آنها پرسید: ایه به یاری من می آیید؟ بعضی گفتند: دل ما رضایت به مرگ نمی دهد و بعضی دیگرگفتند: ما زنان و فرزندان زیادی داریم. مال بسیاری از مردم نزد ماست و خبر از سرنوشت این جنگ نداریم، لذا از یاری تو معذوریم.

* حضرت به جوانان امر کرد که آب بردارند و شبانه حرکت کنند. امام(ع)همانگونه که سوار بر مرکب بود، مختصری به خواب رفت. پس از بیداری کلمه ی استرجاع(انا لله و انا الیه راجعون) را تکرار می کرد.« علی اکبر جلو رفت و علت را جویا شد؛ حضرت فرمود: اسب سواری جلو من در خواب ظاهر شد و گفت: این قوم شبانگاه در حرکت است و مرگ به استقبالشان می آید.» علی اکبر گفتپدرم! ایا ما بر حق نیستیم؟» حضرت فرمود:« سوگند به خدا که ما بر حقّیمعلی اکبر گفت:« پس ما را باکی از مرگ نیست.» امام فرمود:« خدا تو را جزای خیر دهد.»

* حسین(ع) در این منزل به عبیدالله جعفی چنین فرمود:

پس اگر ما را یاری نمی کنی خدای را بپرهیز از این که جزو کسانی باشی که با ما می جنگد. سوگند به خدا اگر کسی فریاد ما را بشنود و ما را یاری نکند، خدا او را به رو در آتش می افکند.

نینوا ( و کربلا)... پنج شنبه دوم محرم الحرام سال 61 هجری قمری

 نینوا جایی است که حرّ دستور یافت حضرت را در بیابانی بی آب و علف و بی دژ و قلعه فرود آورد. امام(ع) برای اقامت در محل مناسبتری، به حرکت خود ادامه داد تا به سرزمینی رسید. اسم آنجا را سئوال فرمود؛ تا نام کربلا را در جواب شنید، گریست و فرمود:« پیاده شوید، اینجا محل ریختن خون ما و محل قبور ماست. و همین جا قبور ما زیارت خواهد شد، و جدّم رسول خدا چنین وعده داد.» سپس اصحاب امام(ع) پیاده شدند و بار و اثاثیه را فرود آوردند. سپاه حرّ نیز در ناحیه ی دیگری در مقابل امام اردو زدند.

حضرت(ع) اهل بیت خود را جمع کرده، نظری بر آنها افکند و گریست. سپس فرمود:« خدایا! ما را از حرم جدّمان راندند، و بنی امیه در حقّ ما ستم روا داشتند. خدایا! حق ما را از ستمگران بستان و بر دشمنان پیروز گردان«.

عبیدالله بن زیاد نامه ای بدین مضمون برای حضرت نوشت: خبر ورود تو به کربلا رسید. من از جانب یزید بن معاویه مأمورم سر بر بالین ننهم تا تو را بکشم و یا به حکم من و حکم یزید بن معاویه باز ایی! والسلام. امام(ع) فرمود: این نامه را جوابی نیست! زیرا بر عبیدالله عذاب الهی لازم و ثابت است.

امام حسین(ع) چون نامه ی ابن زیاد را خواند، فرمود:

رستگار نشوند آن گروهی که خشنودی مردم را با غضب پروردگار خریدند.(خشنودی مردم را بر غضب خدا مقدم داشتند)

کربلا....جمعه سوم محرم الحرام سال 61 هجری قمری

عمر بن سعد با لشکری چهار هزار نفره از اهل کوفه وارد کربلا شد. برخی نوشته اند: قبیله ی عمر بن سعد(بنی زهره) نزد او آمده و او را سوگند دادند تا از این کار(داوطلب جنگ با امام حسین(ع) شدن) بر حذر باشد تا باعث دشمنی میان آنها و بنی هاشم نگردد. از طرفی یکی از دو فرزندش به نام حفص او را به مقاتله با امام حسین(ع) تشویق می نمود و دیگری او را بر حذر می داشت. لذا حفص همراه پدر برای جنگ با حسین(ع) به کربلا آمد.

* عمر سعد شخصی را نزد حضرت فرستاد تا از علت آمدنش به این سرزمین جویا شود. حضرت فرمودمردم شهر شما به من نامه نوشته و مرا دعوت کرده اند و اگر از آمدنم ناخوشنودید باز خواهم گشت!» عمر بن سعد تا از پیام امام(ع) مطلع گشت، گفتامیدوارم خدا مرا از جنگ با حسین برهاند

سخن امام حسین(ع) هنگام ورود به کربلا

مردم بندگان دنیا هستند و دین آنها جز سخن بر زبانشان نیست. تا آنگاه که زندگیشان بچرخد، دنبال دین می روند. و هرگاه بنای امتحان و آزمایش پیش اید، دینداران بسیار اندک می شوند.

کربلا....شنبه چهارم محرم الحرام سال 61 هجری قمری

عبیدالله بن زیاد در مسجد کوفه مردم را چنین خطاب کرد:

«ای مردم! خاندان ابوسفیان را آزمودید و آنها را چنان که می خواستید یافتید! و یزید را می شناسید که دارای رفتار و روشی نیکوست که به زیردستان احسان می کند و بخشش های او بجاست! و پدرش نیز چنین بود! اکنون یزید دستور داده تا بین شما پولی تقسیم نمایم و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم». سپس دستور داد در تمام شهر ندا کنند و مردم را برای جنگ آماده ی حرکت سازند.

شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار جنگجو، یزید بن رکاب با دوهزار جنگجو، حصین بن نمیر با چهار هزار جنگجو، مضایر بن رهینه با سه هزار جنگجو، و نصر بن حرشه با دوهزار جنگجو برای جنگ با حسین(ع) اعلام آمادگی کرده و حرکت به سوی کربلا را آغاز کردند.

امام در پاسخ قیس بن اشعث که سفارش به بیعت با یزید می کرد، فرمود:

« نه به خدا سوگند، دست ذلت در دست آنان نمی گذارم و مانند بردگان از صحنه ی جنگ با آنان فرار نمی کنم.

کربلا....یکشنبه پنجم محرم الحرام سال 61 هجری قمری

نیروهای پراکنده در سطح شهر کوفه کم کم جمع شده و به لشکر عمر بن سعد می پیوندند. نوشته اند: شیث بن ربعی با هزار سوار به سوی کربلا روان شد.

عبیدالله عده ای را مأموریت داد تا در مسیر کربلا بایستند و از حرکت کسانی که به قصد یاری حسین(ع) از کوفه خارج می شوند، جلوگیری کنند.

چون گروهی از مردم می دانستند که جنگ با امام حسین(ع) در حکم جنگ با خدا و پیامبر است، در اثنای راه از لشکر دشمن جدا شده و فرار می کردند. نوشته اند: فرماندهی که از کوفه با هزار جنگجو حرکت کرده بود، چون به کربلا رسید، سیصد یا چهارصد نفر همراه او بودند و بقیه چون اعتقادی به این جنگ نداشتند، اقدام به فرار می کردند.

از سخنان امام حسین(ع) با سپاه دشمن

« هیهات ما تن به ذلت نخواهیم داد. خدا و رسول او و مؤمنان هرگز برای ما ذلت و خواری را نپسندیدند. دامنهای پاکی که ما را پرورده است و سرهای پرشور و مردان غیرتمند هرگز فرومایگان را بر کشته شدن مردانه ترجیح ندهند.

کربلا....دوشنبه ششم محرم الحرام سال 61 هجری قمری

عمر بن سعد نامه ای را از عبیدالله دریافت می دارد که مضمون آن چنین است: من از لشکر سواره و پیاده چیزی را از تو فروگذار نکردم، و توجه داشته باش که مأمورانی سپرده ام تا هر روز وضعیت را به من گزارش کنند.

حبیب بن مظاهر از حضرت اجازه می گیرد تا نزد طایفه ای از بنی سعد که در آن نزدیکی ها زندگی می کردند رفته و آنان را به یاری فرا خواند، حضرت اجازه دادند. حبیب نزد آنها رفت و گفت:« امروز از من فرمان برید و به یاری حسین(ع) بشتابید تا شرف دنیا و آخرت از آن شما باشد». تعداد 90 نفر به پا خاستند و حرکت کردند، اما در میان راه با لشکر عمر بن سعد برخورد کردند و چون تاب مقاومت نداشتند، پراکنده شده و برگشتند. حبیب به نزد حضرت رسید و جریان را تعریف نمود. حسین گفت:« لا حول و لا قوه الا بالله»

نامه امام از کربلا به برادرش محمد بن حنفیه و بنی هاشم

« مثل این که دنیا اصلاً وجود نداشته(اینگونه دنیا بی ارزش و نابود شدنی است) و آخرت همیشگی و دائم بوده و هست.

کربلا....سه شنبه هفتم محرم الحرام سال 61 هجری قمری

تعداد نظامیانی که لباس و سلاح جنگی و حقوق از حکومت غاصب بنی امیه گرفته و به جنگ امام حسین(ع) آمده بودند را، بالغ بر 30 هزار جنگجو نوشته اند.

عمر بن سعد نامه ای بدین مضمون از عبیدالله دریافت کرد که: با سپاهیان خود بین امام حسین(ع) و اصحابش و آب فرات فاصله بینداز، به طوری که حتی قطره ای آب به امام(ع) نرسد، همان گونه که از دادن آب به عثمان بن عفان خودداری شد! عمر بن سعد 500 سوار را در کنار شریعه ی فرات مستقر کرد. یکی از آنها فریاد زد: ای حسین!... به خدا سوگند که قطره ای از این آب را نخواهی آشامید تا از عطش جان دهی!

حضرت فرمود:« خدایا! او را از تشنگی هلاک کن و هرگز او را مشمول رحمتت قرار مده.» حمید بن مسلم می گوید به چشم خود دیدم که نفرین امام(ع) عملی گشت.

  امام حسین(ع) سپاه دشمن را چنین نفرین کرد :

بار خدایا! باران آسمان را از اینان دریغ کن، و بر ایشان تنگی و قحطی( همچون سالهای قحطی یوسف در مصر) پدید آور و آن غلام ثقفی(حجاج بن یوسف) را بر ایشان بگمار تا جام زهر به ایشان بچشاند. زیرا آنها به ما دروغ گفتند و ما را خوار ساختند و خداوند( به توسط آن غلام) انتقام من و اصحاب و اهل بیت و شیعیان مرا از اینان بگیرد.

کربلا....چهارشنبه هشتم محرم الحرام سال 61 هجری قمری

هر لحظه تب عطش در خیمه ها افزون می شد، امام(ع) برادرش عباس را به همراه عده ای شبانه حرکت داد. آنها با یک برنامه ی حساب شده، صفوف دشمن را شکسته و مشکها را پر از آب کردند و به خیمه ها برگشتند.

ملاقات امام(ع) با عمرسعد:

حضرت فرمود:« ای پسر سعد! ایا با من مقاتله می کنی و از خدا هراسی نداری؟» ابن سعد گفت:« اگر از این گروه جدا شوم، خانه ام را خراب و اموالم را از من می گیرند و من بر حال افراد خانواده ام از خشم ابن زیاد بیمناکم.» حضرت فرمود:« تو را چه می شود؟ خدا جان تو را به زودی در بستر بگیرد و تو را در روز قیامت نیامرزد...گمان می کنی که به حکومت ری و گرگان خواهی رسید؟ به خدا سوگند چنین نیست و به آرزویت نخواهی رسید

عبیدالله طی نامه ای عمر بن سعد را تهدید به عزل و برکناری کرده، می گوید:« اگر از فرمان من سر باز زنی، مسئولیت لشکر را به شمر بن ذی الجوشن واگذار خواهم کرد

سخن امام حسین(ع) با یارانش

« ای بزرگ زادگان! صبر پیشه کنید که مرگ جز پلی نیست که شما را از سختی و رنج عبور داده و به بهشت پهناور و نعمتهای همیشگی آن می رساند.

کربلا....پنج شنبه نهم محرم الحرام سال 61 هجری قمری

شمر خود را به خیام امام(ع) رسانده، ضمن صدا کردن حضرت عباس(ع) و دیگر فرزندان ام البنین، می گوید:« برای شما از عبیدالله امان نامه گرفتم.» آنها متفقاً گفتند:« خدا تو را و امان نامه ی تو را لعنت کند، ما امان داشته باشیم ولی پسر دختر پیامبر نداشته باشد؟»

امام حسین(ع) توسط حضرت عباس(ع) از دشمن یک شب را برای نماز، راز و نیاز با خدا و تلاوت قرآن مهلت می گیرد.

حفر خندق در اطراف خیام برای مقابله با شبیخون دشمن و قطع کردن راه ارتباطی دشمن با خیام از سه طرف، - که فقط از یک قسمت ارتباط برقرار باشد- و یاران امام(ع) در آنجا مستقر بودند. این تدبیر امام(ع) برای اصحاب بسیار سودمند بود.

گروهی از لشکر عمر بن سعد به سپاه امام می پیوندند.

سخن امام(ع) خطاب به دشمن:

« وای بر شما! چه زیانی می برید اگر سخن مرا بشنوید؟! من شما را به راه راست می خوانم، اما شما از همه ی فرامین من سر باز می زنید و سخن مرا گوش نمی دهید، چرا که شکمهای شما از مال حرام پر شده و بر دلهای شما مهر شقاوت زده شده است.

کربلا....دهم محرم الحرام سال 61 هجری قمری

امام(ع) با یارانش نماز صبح را به جماعت خواند و سپس با آنها چنین سخن گفت:« ...خدا به شهادت من و شما فرمان داده است. بر شما باد که صبر و شکیبایی را پیشه ی خود سازید.«

حضرت(ع)، «زهیر بن قین» را فرمانده راست سپاه و حبیب بن مظاهر را فرمانده چپ سپاه گمارد و پرچم را به دست برادرش حضرت عباس سپرد. گرچه سپاه دشمن به خیمه ها نزدیک می شد، ولی حضرت تیری نینداخت، چون می فرموددوست ندارم که آغازگر جنگ با این گروه باشمعمر بن سعد تیر را بر کمان نهاده و به سوی یاران امام انداخت و گفت:« گواه باشید که اول کسی بودم که به سوی لشکر حسین تیر انداختم!» سپس سپاهیان عمر بن سعد تیر بر کمان نهاده و از هر طرف یاران حسین(ع) را نشانه رفتند. امام(ع) فرمود:« یاران من! به پا خیزید و به سوی مرگ(شهادت) بشتابید، خدا شما را بیامرزد.» در حمله ی اول بالغ بر چهل تن شهید شدند و سپس یاران باقی مانده هر کدام به نوبت به تنهایی به میدان رزم شتافته و به شهادت می رسیدند و بعد از آنها نوبت به خاندان بنی هاشم رسید و آنها نیز شربت شهادت را نوشیدند.

امام حسین(ع) که یکه و تنها مانده بود، نگاهی به اجساد مطهر شهدا کرده و آنها را صدا می کرد. حضرت(ع) برای وداع آخرین به سوی خیام آمد، آنگاه در حالی که شمشیرش را از غلاف بیرون آورده بود در برابر دشمن قرار گرفت و جنگ نمود. دشمن از هر طرف وی را محاصره نمود. ناگاه تیری سه شعبه به قلب مبارکش اصابت کرد و در حالی که نشان یکصد و چند تیر و نیزه بر پیکرش بود، نقش بر زمین شد و روح مبارکش به ملکوت اعلی پیوست، اما شیون زنان، کودکان و حتی فرشتگان الهی بلند شد.

اقامه نماز توسط رهبر معظم انقلاب بر پیکر آیت‌الله مهدوی کنی

مقام معظم رهبری بر پیکر آیت‌الله مهدوی کنی در دانشگاه تهران اقامه نماز کردند.


رهبر معظم انقلاب صبح امروز در دانشگاه تهران با حضور خیل عظیم مردم تهران بر پیکر مرحوم آیت‌الله محمد رضا مهدوی‌کنی رئیس فقید مجلس خبرگان رهبری اقامه نماز کردند.



 



پس از اقامه نماز توسط مقام معظم رهبری که با حضور توده‌های مختلف مردم تهران و با شرکت مسئولان مختلف کشوری و لشگری برگزار شد، پیکر مرحوم آیت‌الله مهدوی کنی پس از تشییع به سمت حرم عبدالعظیم حسنی منتقل و مراسم خاسپاری آن مرحوم در جوار حضرت عبدالعظیم حسنی انجام خواهد شد.



منبع:snn.ir

 



امام جواد(ع) مظهرجودوکرم اهل بیت

بهترین راه جذب دل های مردم

امام جواد(ع) مظهرجودوکرم اهل بیت

امروز روز شهادت یگانه فرزند امام رضا (ع) است و چه تلخ تمام می شود ماهی که آن را به امام رضا (ع) نسبت می دهند، گویی تلخی همین شهادت باعث شده است که قبل از آن چندین روز سرور و شادی برای شیعیان در این ماه وجود داشته باشد.
به گزارش بولتن نیوز، 29 ذی القعده روز شهادت نهمین پیشوای شیعیان است اما داغدار بودن و عزادار بودن امام هشتم (ع) در غم از دست دادن فرزندش اندوه خاصی را بر دل محبان و شیعیان این حضرت گماشته است که رنگ و بوی آن را می توان در کوچه های شهر و خیابان منتهی به حرم امام هشتم(ع) به روشنی دید.

امروز در غم امامی به سوگ نشسته ایم که در جود و بخش بسیار والا هستند و تا جایی رسیدند که به ایشان لقب جواد دادند،علاوه بر این ،علاقه امام رضا (ع) به فرزندش باعث شده است که وقتی شیعیان ایشان  برای عرض حاجتی به حرم علی بن موسی الرضا(ع) مشرف می شوند ایشان را به پسرش جواد(ع) قسم می دهند و شاعر چه زیبا می گوید که: من به لطف نگاهت ای باران/سوی مشهد زیاد می آیم/دست بر روی سینه هر بار از/سمت باب الجواد می آیم

ویژگی های شخصیتی امام جواد را محبان و دلدادگان آن حضرت خوب می دانند و کمتر کسی است که تا به حال لطف و کرم این امام رئوف شامل حالش نشده باشد؛ اما تا چه میزان دوستداران آن حضرت که از بخشش و جود ایشان که یقینا بهره ها برده اند، در زندگی اجتماعی خود و در تعامل با مردم آن را پیاده کرده اند؟ شهادت این امام همام بهانه ای شد تاجایگاه بخشش را به عنوان عالی ترین صفت امام جواد (ع) در جامعه و در بین محبان ایشان امروز واکاوی کنیم.

تمامی صفات نیکو در همه امامان یکسان بوده است

حجت الاسلام محمد الهی خراسانی، استاد حوزه و دانشگاه در گفتگو با خبرنگار مهر می گوید: صفات و اوصافی که از اهل بیت(ع) در روایات نقل شده است بسیار زیاد است اما نکته مهمی که این صفات دارند این است که تمام ویژگی های خوب و نیکو را همه امامان دارند و مثلا زمانی که از شجاعت امام حسین(ع) صحبت می کنیم باید بدانیم که امام حسن (ع) و سایر ائمه نیز دارای صفت شجاعت هستند و یا هنگامی که از جود و کرم امام جواد (ع) صحبت می کنیم این سخاوت در همه ائمه (ع) وجود دارد اما با توجه شرایط حاکم در آن روز، یکی از ویژگی های این امامان در بین مردم تجلی بیشتری پیدا می کند.

وی ادامه داد: چیزی که باعث می شود که امام نهم، جواد الائمه بشود این است که با توجه به شرایط آن روز، بخشندگی ایشان در بین سایر ویژگی های شخصیتی وی در میان مردم تجلی بیشتری پیدا می کند و موقعیت و شرایط جامعه به گونه ای بوده است که امام جواد (ع) با سخاوت خود به این صفت معروف می شوند.

حجت الاسلام الهی خراسانی با بیان اینکه محبوبیت واقعی همواره از آن اهل بیت(ع) بوده است گفت: در شرایطی که دشمن تلاش زیادی داشت تا جایگاهی بین مردم پیدا کند و تصور می کرد که با تشریفات درباری و فرامین و ابلاغیه ها می تواند این جایگاه را بدست بیاورد، حضرت جواد (ع) با اخلاق اجتماعی و تعامل خوب با مردم نشان دادند مرجعیت اجتماعی از آن اهل بیت (ع) می باشد و علتش این بود که تجلی قرآن را در اهل بیت می دیدند نه در سیره حکمایی که بر آنها حکومت می کردند.

 

بخشندگی امام جواد از دوران کودکی

این استاد حوزه و دانشگاه افزود: امام جواد (ع) از همان سال های کودکی به بخشندگی معروف بودند و در روایتی آمده است که در همان دوران کودکی، عده زیادی از مردم در مقابل منزل ایشان تجمع می کردند تا از ایشان حاجت بطلبند و امام جواد (ع) از آنان دستگیری نماید که این باعث شد تا خدمتکاران امام (ع) تصمیم بگیرند که ایشان را از درب دیگری داخل و خارج از منزل کنند تا مردم برای امام جواد (ع) ایجاد مزاحمت نکنند.

حجت الاسلام الهی خراسانی ادامه داد: وقتی این خبر به امام رضا (ع) رسید ایشان طی نامه به حضرت جواد (ع) فرمودند: به حقی که من به عنوان یک پدر برگردن تو دارم از تو می خواهم تا از همان درب اصلی رفت و آمد کنی و در آن نامه سفارش کرده بودند که تا می توانی به فقیران کمک و از آن آنان دستگیری کن و سعی کن آشنایی را که می شناسی و در درجه اول خویشاوندانت را از حاجتی که دارند بی نیاز سازی و آنها بیشتر از بخشش تو بهره مند شوند.

این پژوهشگر قرآن و حدیث گفت: پس از عزیمت حضرت جواد (ع) به بغداد و ازدواجی که ایشان در آنجا داشتند، زندگی در فضای دربار، ذره ای بر روی اخلاق ایشان تاثیر نگذاشت و از روحیه مردمی ایشان کاسته نشد و همان دلسوزی قدیم را نسبت به مردم داشتند و این سرّ محبوبیت بی نظیر ایشان است.

مهربانی؛ عامل جذب مردم به خاندان عصمت و طهارت

وی راز نفوذ پیامبر در دل مردم را نیز مهربانی ایشان دانست و گفت: قرآن اشاره می کند که مهربانی و عطوفت رسول اکرم دلیل نفوذ ایشان در دل مردم بوده است و در آیه ای خطاب به حضرت محمد(ص) می فرماید: اگر تو انسان تند خویی بودی، مردم از اطراف تو پراکنده می شدند. از این آیه مشخص می شود که پیش از علم و معنویت پیامبر که باعث جذب مردم می شد، مهربانی حضرت، عامل جذب مردم بوده است.

حجت الاسلام الهی خراسانی ادامه داد: جود و کرم بهترین راه برای جذب دل های مردم به سمت حق است و در روایات و سخنان بزرگان آمده است که مردم را نمی شود فقط با بیان معارف و گوشزد کردن مسائل معرفتی جذب صراط مستقیم کرد و گاهی لازم است با مهربانی و عطوفت نسبت به مردم، دلهایشان را متوجه حقیقت کنیم و این همان چیزی است که حضرت جواد (ع) که امام و هادی یک امت بودند به خوبی از آن بهره می بردند و استفاده می کردند. 

بزرگواری یعنی بدون چشم‌داشت مهربانی کردن

 وی به جایگاه بخشش و محبت در جامعه امروزی اشاره کرد و گفت: چرا امروز به حرف های همدیگر کمتر گوش می دهیم و کمتر به هم اعتماد می کنیم؟ یکی از مهم ترین دلایلش این است که ما کمتر به هم محبت میکنیم و می پنداریم که محبت همیشه دلیل می خواهد و طرف مقابل باید حتما به ما خیری رسانده باشد که مورد خیررسانی ما قرار بگیرد.

این استاد دانشگاه و حوزه افزود: جود ریشه در بزرگواری دارد و بزرگواری یعنی بدون چشم‌داشت به دیگران خیر رساندن و به آنان مهربانی کردن. خداوند متعال در قرآن کریم سوره لیل در این باره می فرماید : مردم دو دسته هستند؛ کسانی که راحت می بخشند و کسانی که بخشش مال برای آنان بسیار سخت می باشد و پس از معرفی این دو گروه می فرماید سعادتمند کسی است که روحیه بخشش و کرم دارد و از روی اعتقادات الهی و برای رضای خدا به دیگران نیکی می کند.

وی ادامه داد: کسانی که با توجه به رضای خداوند انفاق می کنند و می بخشند در پاسخ به سوال افرادی که می گویند مگر فلانی برای تو چه کرده است که تو می خواهی چنین خیری به او برسانی می گویند؛ من به دنبال رضای خدا هستم و این کار را انجام می دهم چون خدا دوست دارد و البته خداوند هم پاداش چنین فردی را به بهترین شکل می دهد و در آخرین آیه سوره لیل می فرماید خدا هم او را راضی خواهد کرد.

ارزش بخشش به نیت افراد است

حجت الاسلام الهی خراسانی عنوان داشت: از نگاه قرآن و روایات ارزش بخشش به مقدار آن نیست بلکه به نیت آن فردی است که دارد آن بخشش را انجام می دهد و اگر انسان از همان مال اندکی که به آن دل بسته است انفاق کند و آن را به نیازمندان ببخشد، این کار در نزد خدا بسیار با ارزش است. برای مثال وقتی یک کارگر، مهمانی را بر سر سفره نان و پنیر خود دعوت می کند، این به مراتب ارزشش از آن ثروتمندی که از مال نامرغوب و دورریخته خودش به دیگران کمک می کند بیشتر است.

این دانش آموخته قرآن و حدیث، در خصوص علم امام جواد (ع) و بعد علمی ایشان نیز گفت: دشمن تصور می کرد که چون امام جواد (ع) در سن کم به رهبری و امامت شیعیان انتخاب شده است مانند پدر نمی تواند در مناظرات و مباحثات علمی توفیق چندانی حاصل کند.

وی افزود: اما آنان  نمی دانستند که امام، امام است؛ هر چند کودک باشد و خداوند از همه آگاه تر است که چه کسی را برای رهبری و هدایت مردم انتخاب نماید. از آیات قرآن نیز می توانیم بفهمیم که حتی خداوند دو تن از انبیای خود یعنی حضرت عیسی و حضرت یحیی را در سن کودکی به نبوت انتخاب کرد.

تخصص؛ لازمه تعهد

حجت الاسلام الهی خراسانی گفت: بعد از انجام مناظرات و شکست دشمن، آنان فهمیدند که توان رویایی علمی با ایشان را ندارند و  اگر امام جواد (ع) برای رهبری و پیشوایی شیعیان انتخاب شده است یعنی اینکه از همه دانشمندان آن زمان آگاه تر و شایسته تر بوده است.

وی با ذکر حدیثی از امام جواد(ع) تخصص در کار را لازمه تعهد دانست و گفت: امام جواد در حدیثی می فرماید که اگر کسی بدون علم در کاری وارد شود ضرر کار او بیشتر از نفع اوست. این روایت نشان می دهد اینکه عده ای می گویند که از نگاه دین فقط تعهد مهم است نه تخصص، سخن نادرستی است. از نگاه دین، تعهد یعنی بدون تخصص و آگاهی لازم، کاری را بر عهده نگیریم.

جود؛ یعنی بخششی که تمام و کمال باشد

حجت الاسلام علی بخشی مسئول امور مبلغین سازمان تبلیغات خراسان رضوی نیز در این رابطه می گوید: امام جواد (ع) به جواد معروف هستند و جواد از ریشه "جود" به معنای بخشش آمده است. البته همه ائمه علیهم السلام اهل جود و بخشش بوده و هستند اما هر یک از ائمه ما در زمان حیات خود به صفتی مشهور گشته اند.

وی ادامه می دهد: جود یعنی بخششی که تمام و کمال باشد و همچنین مستمر و دائمی و همیشگی باشد. بنابراین امام جواد (ع) به این دلیل به "جواد" مشهور شده اند که اولا بخشش ایشان تمام بوده یعنی نقصی نداشته چون ایشان امام بوده اند و امام خلیفه خدا در زمین است و آیینه صفات خدا نیز هست و خداوند در بخشش خودش کوتاهی ندارد و دیگر اینکه مستمر و دائم و همیشگی بوده است

حجت الاسلام بخشی گفت: نکته قابل توجه این است که در اذهان ما بخشش به موضوعات مالی منحصر شده است یعنی شما می بینید که شخصی پشت چراغ قرمز به فقیر کمک می کند اما در مقابل بوق دیگری طاقت نمی آورد و توان بخشش آن فرد را ندارد، قطعا اگر این موضوعات و موارد مشابه این ارزشش از بخشش مالی بیشتر نباشدکمتر نیست، آن چه باید برای ما درس باشد همین است که ما در ذهن خودمان بخشش را توسعه بدهیم یعنی در همه موارد لازم و در مورد همه افراد بخشنده باشیم.

بخشش را نسبت به همه بخواهیم

مسئول امور مبلغین سازمان تبلیغات خراسان رضوی بیان داشت: گاهی برخی از ما حاضریم به لحاظ مالی بخشش های قابل توجهی بکنیم اما در مورد یک سبقت گرفتن ساده در خیابان یا حق تقدم یا مثال هایی از این قبیل بسیار عجولانه عمل می کنیم و توان بخشش نداریم.

حجت الاسلام بخشی ادامه داد: مساله بعدی در این است که ما بخشش را نسبت به همه بخواهیم، ما خانواده خود، همسر و فرزند خود، برادر و خواهر خود را ببخشیم. مواردی دیده می شود که کسی در مورد ظلم فاحش یک غریبه کوتاه می آید اما در مورد یک رفتار ناملایم همسرش طاقت ندارد و نمی تواند ببخشد.

وی به بخشش امام جواد حتی پس از شهادت اشاره کرد و گفت: مرسوم است که در احتیاجات مالی به امام جواد (ع) متوسل می شوند و این مسئله ریشه روایی ندارد اما هم سیره علمای بزرگ ما بوده و هم مجرب و جا افتاده است که حضرت امام جواد (ع) سریع الاجابه هستند. مضمون روایات بر می آید که آن حضرت هیچ کسی را از خود نرانده اند و بعد از شهادت نیز سائلان را ناامید نکرده و نمی کنند، به همین دلیل در مسایل مالی به امام جواد (ع) متوسل می شویم.

مسئول امور مبلغین سازمان تبلیغات خراسان رضوی به علم بالای امام جواد اشاره کرد و گفت: امامت امام جواد (ع) مقارن خلافت مامون بود و مامون بارها قصد کرد که امام را با آزمایشات علمی به خیال خودش تخریب کند اما جریانات متعدد از مناظرات و مباحثات ایشان با افراد مهم و مشهور گواه علم الهی امام جواد (ع) است. آن حضرت بارها و بارها علمای معاصر خود را شرمنده و سرافکنده علم خود کرد و با وجود سن کم حضرت در ابتدای امامت در مجالس بزرگان شرکت کرده و به بیان مطالب علمی می پرداخت.

*****

این روزها که ایران دوباره سیه پوش یکی از اولاد پیامبر شده است، می توان از هر کجای این سرزمین دل ها را به سمت کاظمین فرستاد و از آنجا به ساحت مقدس امام جواد(ع) عرض تسلیت داشت، اما گنبد و گلدسته های پدر امام جواد، راه میانبری را برای عرض ارادت به ما نشان می دهد پس از هرکجا که هستیم دلمان را روانه باب الجواد حرم امام رضا(ع) می کنیم و با اشک هایمان عرض تسلیتی به ساحت ایشان داریم و می گوئیم آجرک الله یا علی بن موسی الرضا (ع).

شبکه‌های ماهواره‌ای؛ از عوارض تا راهکارهای مقابله

شبکه‌های ماهواره‌ای؛ از عوارض تا راهکارهای مقابله

شبکه‌های ماهواره‌ای؛ از عوارض تا راهکارهای مقابله

اختصاصی به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: شبکه‌های ماهواره‌ای به عنوان مهم‌ترین ابزار آلات دشمنی نرم کشورهای استکباری تبدیل شده است؛ به گونه‌ای که دشمنان داخلی و خارجی برای القای اهداف و پیام‌های خود از این امواج ماهواره‌ای سود کامل را می‌کنند و با پرداختن به موضوعات جنبی، حاشیه‌ای و سطحی، همواره واقعیات را وارونه جلوه می‌دهند.

بر اساس آماری که منابع رسمی‌اعلام کرده‌اند، در سال ۱۳۷۵ نخستین شبکه فارسی‌زبان تأسیس شد که در ادامه دو شبکه به آن اضافه شد و جمعا سه شبکه فارسی زبان وجود داشت که شامل شبکه ماهواره‌ای گروهک منافقین و دو شبکه لس آنجلس بود. امّا در سال‌های اخیر این تعداد شبکه‌ها به ۱۴۰ شبکه فارسی‌زبان رسیده که از این تعداد، ۱۳ شبکه تنها مخصوص فیلم و سریال هستند. شبکه‌هایی که تا چند سال قبل، تنها چند ساعت برنامه در روز پخش می‌کردند؛ ولی در حال حاضر به صورت ۲۴ ساعته فعالیت می‌کنند.

در سال‌های گذشته، هنگامی‌که ماهواره برای اولین بار در جمع خانواده ایرانی پا گذاشت، شاید بتوان گفت که کمتر کسی تصور می‌کرد که شرایطی همچون امروز را شاهد باشیم. بار اولی که مردم دستگاه‌های ماهواره را در خانه‌های‌شان روشن کردند، این دستگاه‌ها، تنها قادر بودند تعداد محدودی شبکه را که متعلق به کشور‌های همسایه بود، دریافت کنند. در آن زمان، تعداد شبکه‌ها هم کم بود و هم شبکه‌های فارسی‌ زبان شاخصی، وجود نداشت؛ امّا با گذر زمان، تعداد شبکه‌های ماهواره به سرعت توسعه پیدا کردند.

شبکه‌های-ماهواره‌ای 

ادامه مطلب ...

نگاهی به مستند از تهران تا قاهره شبکه من و تو

نگاهی به مستند از تهران تا قاهره شبکه من و تو

از تهران تا قاهره

مستند” از تهران تا قاهره ” که پایان هفته گذشته از تلویزیون “من و تو” پخش شد…         روایتی است از ماه های پایانی حکومت پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران که از زبان فرح پهلوی بیان می شود و چند ویژگی دارد: ۱- زیرکانه به موضوع شناسی شایعات و مسائل […]

مستند” از تهران تا قاهره ” که پایان هفته گذشته از تلویزیون “من و تو” پخش شد…

 

 

 

ادامه مطلب ...

ضرورت شناخت و درمان امراض نفسانی (1)

ضرورت شناخت و درمان امراض نفسانی (1)

پای درس اخلاق استاد محمدمهدی شب زنده دار /6

استاد شب زنده دار

یک جمله از مرحوم حضرت امام – رحمه الله - دیدم که می‌فرمایند بعضی افراد هستند که من به حالشان غبطه می‌خورم، آدم خداشناس و مۆمن و بی‌هوا، در حالی که کسی هم ایشان را نمی‌شناسد.

بخش قبلی را اینجا ببینید

 

بالاترین فساد

در خدمت موعظه‌ای قرآنی بودیم و به این فراز مبارک رسیدیم: «وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ»

این فراز، فراز بسیار مهمی در زندگی هر انسان محسوب می‌شود. عید سعید غدیر و عیدالله اکبر یکی از مواردی است که این ابتغاء فساد در ارض باعث مظلومیتِ شگفت‌آورِ آن شده؛ امر بسیار مهمی که اتمام دین و اکمال نعمت بر پایه‌ی آن استوار است و شخص رسول خدا – صلی الله علیه و آله - از روزهای آغازین تبلیغ اسلام بر آن پای فشرده، در مواضع و مواقف متعدد آن را تذکر دادند و بیان فرمودند. اما ابتغاء فساد در عده‌ای باعث شد که این راه قویم و این صراط مستقیم به این نحو که می‌بینیم، به این بلیه‌ی ناگوار مبتلا شود و تا روزی که إن‌شاءالله جهان به فروغ ظهور مولایمان منور شود، این فساد هر روز جلوه‌هایی از تأثر و تأسف را در جوامع اسلامی و بلکه بشری به وجود می آورد.

قطعاً این فساد، فساد اعظم است. فساد اعوجاج در دین، اضلال عباد، راه خدا را منحرف کردن و اولیای خدا را خانه‌نشین کردن و راه کمال را بر روی مردم بستن، از هر فسادی بالاتر است. در زندگیِ همه‌ی ما این مطلب بسیار اهمیت دارد.

یک روحانی، یک عالم دین، کسی که اسوه‌ی مردم شناخته می‌شود و مردم، دیانت و تقوا و خداپرستی خودشان را از او اتخاذ می‌کنند و در مواقف مختلفِ مردم، نقش مۆثر دارد؛ اگر خدای ناکرده فاسد شد و دنبال هواها و هوس‌ها بود، بنابر تعبیر روایات «اذا فسد العالِم فسد العالَم»، ضررهایش خیلی زیاد است.

برای همه‌ی ما در همین عمرهایی که داریم، نمونه‌هایش مشهود است. فساد هم دارای انواع و اقسام و مراتبی است. بسیار انتباه و توجه و حتی ریاضت می‌خواهد که انسان از این مهلکه‌ی بزرگ محفوظ بماند.

 

شناخت منشأ مفاسد

در ذیل همین آیه‌ی مبارکه، روایت شریفی است که دو مطلب در آن توضیح داده شده است. مطلب اول را در جلسات گذشته گفتیم و آن این است که سرّ اینکه این حالت در بعضی‌ها پیدا می‌شود که دنبال فسادند، در چیست؟ و شناخت این سرّ برای کسی که در مقام تربیت و تهذیب خودش هست، بسیار لازم است. انسان تا منشأ مفاسد و رذایل را نشناسد، ممکن است تلاش‌های او روبنایی و زودگذر باشد و چون علل واقعی‌اش از بین نرفته است، با اندک غفلتی و یا در شرایط خاصی، آن علل بروز و ظهور کند.

 

غفلت از خدای متعال و آثار سوء آن

در روایتی که در ذیل این موعظه‌ی قرآنی بیان شده، امام صادق – علیه السلام - علل فساد را بیان کردند و فرمودند: تمام این‌ها زیر مجموعه‌ی غفلت از خداوند تبارک و تعالی است. غفلت از خدای متعال باعث می‌شود که مفاسد درونی انسان فراوان شوند و مفاسد درونی، علل بروز مفاسد بیرونی باشند.

غفلت از خدای متعال، سبب می‌‌شود که غفلت‌های دیگر هم دامنگیر انسان شود. کسی که از خدا غافل شد، قهراً از معاد هم غافل می‌شود و کسی که از معاد غافل شد، از حساب و کتاب و عاقبت و آینده‌ی خودش هم غافل می‌شود. این‌ها زمینه‌های فساد را در انسان هموار می‌کند؛ فسادهایی که دامن دیگران را هم می‌گیرد و دیگران را هم به اضلال و افساد می‌کشاند.

 

راه درمان فسادهای باطنی

مطلب دوم که این هم امر بسیار مهمی است که در این حدیث شریف به آن پرداخته شده، راهکار اصلاح این امر باطنی است که امام صادق– علیه السلام - ارائه فرموده‌اند. برای درمان این فسادهای باطنی که منشأ فساد ظاهری است، چه راهکارهایی وجود دارد؟ حقیقت سیر و سلوک همین است که انسان در پرتو تعلیمات انوار طیبه‌ی چهارده نوری که خدای متعال آن‌ها را ضیاء و فرقان و هادی قرار داده، مفاسد باطنی را بشناسد و راهکارهایی را که این بزرگواران برای اصلاح ارائه داده‌اند، به کار گیرد.

راهکارهایی که در روایات بیان شده، مختلف هستند. بعضی، راهکارهای بسیار عمیقی هستند که جهات فساد را به کلی از بین می‌برند و انسان را مصفا و مهذب می‌کنند. باید توجه داشت که عمل به برخی از این راهکارها این‌گونه نیست که انسان را از وجود آن رذایل منزه کند، ولی موانعی بر سر راه آن‌ها ایجاد می‌کند که با وجود آن موانع، رذایل دیگر نمی‌توانند مقتضیات خودشان را در وجود انسان به وجود بیاورند.

مرحوم علامه مجلسی در باب الفساد، این روایت را مورد بحث قرار داده‌اند. در این جلسه برخی از راهکارهایی را که امام – علیه السلام - به حسب این نقل فرموده‌اند، متذکر می‌شویم.

 

عزلت از مردم

حضرت – علیه السلام - فرمودند: «وَ عِلَاجُ ذَلِکَ الْفِرَارُ مِنَ النَّاسِ وَ رَفْضُ الدُّنْیَا»؛ یکی از راه‌های علاج آن مفاسد باطنی، دوری گزیدن و اعتزال از مردم است. در حدیث دیگری، حضرت صادق – علیه السلام - می‌فرمایند: «و فر من الناس فرارک من الاسد و الافعى»؛ این آموزه به طور مکرر و با تعابیر مختلف در بیانات ائمه – علیهم السلام - به حسب نقل‌ها آمده است که بعضی از آن‌ها را عرض می‌کنم.

 

وظایف انسان در اجتماع

بابی در روایت داریم به نام باب العُزلة که انسان از مردم اعتزال بجوید، أباعبدالله – علیه السلام - فرمودند: «اگر توانستی از خانه‌ات بیرون نیایی، این کار را انجام بده»؛ البته منظور این نیست که برای درس و مباحثه و برای تبلیغ و ارشاد و حضور در نماز جماعت از منزل خارج نشوید. منظور روایت این است که بیهوده و بی‌هدف از منزل بیرون نیایید. چون وقتی از خانه بیرون می‌آیید، وظایف فراوانی بر دوش تو قرار می‌گیرد.

«فان علیک فی خروجک ان لاتغتاب و لاتکذب و لاتحسد و لاترائی»: وقتی از منزل خارج می‌شوی، بر تو لازم است که غیبت نکنی و دروغ نگویی و اهل حسادت و ریا هم نباشی.

«ولا تتصنع»: یعنی انسان نباید ظاهر خودش را زیبا و حسن جلوه دهد در حالی که واقعیت ندارد، چون این نفاق است. گاهی بعضی افراد این‌گونه هستند و بنده بعضی‌ها را دیده‌ام که وقتی از منزل بیرون می‌آیند، اگرچه اهل ذکر و زهد و تقوا نیستند، ولی حالتی به خودشان می‌گیرند که مردم خیال می‌کنند این گونه هستند. اخیراً بعضی از افرادی را که صداوسیما نشان داد که مبتلای به بعضی از فسادها شده بودند، خودشان تصریح کردند و گفتند: ما دوست داشتیم و لذت می‌بردیم که مردم و جوان‌ها اطرافمان جمع شوند و ما مثلاً ادعا کنیم که با امام زمان – عجل الله تعالی فرجه الشریف - رابطه داریم.

«و لا تداهن»: اهل مسامحه نباش، اگر مسأله‌ی امر به معروف و نهی از منکر پیش آمد، باید برای خدا غضب کنی و اهل مسامحه و مداهنه نباشی. وقتی در خانه هستی، سالبه به انتفاء موضوع است، اما وقتی بیرون آمدی، این وظایف به عهده‌ات می‌آید.

بعد فرمودند: «إِنْ قَدَرْتَ عَلَى أَنْ لَا تَخْرُجَ مِنْ بَیْتِکَ فَافْعَلْ»؛ اگر قدرت داشتی که شناخته نشوی و کسی تو را نشناسد، این‌گونه عمل کن. روشن است که این‌ها مقیدند به آن مواردی که انسان وظیفه‌ی الهی نداشته باشد که شناخته شود.

امیرالمۆمنین – علیه السلام - در خطبه‌ای می‌فرمایند: «لا یَنْجُو فیهِ اِلاّ کُلُّ مُۆْمِنِ نُوَمَةٍ»، زمان‌هایی پیش می‌آید که نجات پیدا نمی‌کند مگر مۆمنی که کامل‌الذکر است و کسی او را نمی‌شناسد. «ان شهد لم یعرف»: اگر در جامعه حاضر باشد، کسی او را نمی‌شناسد.

یک جمله از مرحوم حضرت امام – رحمه الله - دیدم که می‌فرمایند بعضی افراد هستند که من به حالشان غبطه می‌خورم. آدم خداشناس و مۆمن و بی هوا (و هوس)، در حالی که کسی هم ایشان را نمی‌شناسد.

«وَإِنْ غَابَ لَمْ یُفْتَقَدْ»: اگر در مجامع هم حاضر نشود، آن‌قدر بی نام و نشان است که کسی متوجه نمی‌شود و کسی هم نمی‌پرسد که فلانی کجاست؛ نه حضورش معلوم است و نه غیابش برای افراد معلوم می‌شود. او متصل به خدا و مأنوس با خدای متعال است. اگر در جامعه حاضر می‌شود، برای ادای تکالیف و وظایفش است و گرنه اصلاً داعیه‌ای برای حضور ندارد. این حضورهای بی‌وجه، دور هم جمع شدن‌های بدون دلیل و حرف‌های بی حساب و کتاب، انسان را به غیبت و تحقیر و انتشار حرف‌های بی‌خود و تضییع اوقات می‌کشاند.

شخصی خدمت امام صادق – علیه السلام - عرض کرد: «أوصِنی یا ابن رسول الله»، «قال أقلل معارفک»، توصیه‌ی حضرت – علیه السلام - به این شخص این بود که آشنایانت را کم کن.

 

خواب پندآموز

یک بار آقایی آمد و به بنده اصرار کرد که می‌خواهیم برنامه‌ای در تلویزیون راجع به سیر فقه و فقاهت داشته باشیم. بنده ایشان را به آقای دیگری ارجاع دادم. رفت و برگشت؛ گفت آن آقا حاضر نشد. سپس کس دیگری را معرفی کردم؛ ایشان هم حاضر به قبول این کار نشد. خلاصه، آن قدر پیش بنده آمده و اصرار کرد که قبول کردم. می‌گفت که باید بیایید مدرسه‌ی فیضیه و آنجا مثلاً راه برویم و من سۆالاتی راجع به فقه و فقاهت طرح کنم و شما هم جواب بدهید که ضبط و بعد پخش شود. این چیزها خیلی با روحیه‌ام سازگار نیست؛ علاوه بر اینکه آن مباحث هم بلدی می‌خواهد.

قبل از انجام این برنامه، خواب دیدم آیت‌الله بهاءالدینی نشسته‌اند؛ مثل زمانی که زنده بودند که وقتی داخل باغی می‌رفتند، دو تا قالی انداخته می‌شد و با شاگردان می‌نشستند و بحث‌های مختلفی مطرح می‌شد. به همان شکل در خواب دیدم. بنده از آنجا رد شدم و نرفتم در آن جمع بنشینم. چند گامی که رد شدم، دیدم از آن طرفِ مقابل آیت‌الله جوادی آملی تشریف می‌آورند و به من فرمودند برگرد برویم در آن جلسه شرکت کنیم. بنده هم قبول کردم و برگشتیم، وقتی آمدیم، آقای بهاءالدینی به بنده فرمودند: بیا در بحث توحید شرکت کن، در فیلم و این حرف‌ها خبری نیست. بعد از دیدن این خواب فهمیدم که نباید در این برنامه شرکت کنم و به صلاح بنده نیست.

بعد این آقایی که قرار بود برنامه را انجام بدهد، تشریف آورد، وقتی خواب را برای ایشان تعریف کردم، حاضر شد که دست از سر ما بردارد و ما در این برنامه شرکت نکنیم.

 

حکایتی از مرحوم شیخ غلامحسین شرعی

بعد حضرت فرمودند: «و طلاق الراحة»؛ آسایش‌هایی هست که برای اهل سیر و سلوک توجه به آن‌ها صحیح نیست. بنده شنیدم که جد مادری ما مرحوم آقای حاج شیخ غلامحسین شرعی که مرد واقعاً خداترسی بود، پنج سال که برای تحصیل نجف مشرف شده بود، مادرشان یک لحاف و تشکی نو برای ایشان به نجف برده بود. وقتی ایشان برگشت، همان لحاف و تشک نو را برگرداند و اصلاً از آن‌ها استفاده نکرده و گفته بود اگر من شب‌ها روی این‌ها می‌خوابیدم، خوابم سنگین می‌شد و برای نماز شب و تهجد بیدار نمی‌شدم. بعضی راحتی‌هایی هست که حرام نیست، اما مناسبت نیست برای کسی که در صدد است در این فرصت کوتاهی که خدای متعال در این مزرعه‌ی آخرت در اختیارش گذاشته است، بهترین استفاده‌ها را برای ساختن آخرت و زندگی ابدی‌اش انجام دهد. آدم عاقل باید توجه به این امور داشته باشد. یک قِسم از راحتی‌هایی را که بدن را تنبل و عزم و اراده‌ی انسان را تضعیف می‌کند، باید کنار گذاشت.

خدای متعالی به حق مولا امیرالمۆمنین – علیه السلام - به همه‌ی ما توفیق اصلاح نفس و تهذیب و به کارگیری راهکارهایی که ارائه فرموده‌اند، عنایت بفرماید.

 

بخش بعدی را اینجا ببین

چشم چرانی با اجازه شوهر

یکی دیگر از مولفه های مهم در ماجرای بدحجابی که سالهای سال است، محور بحث های اجتماعی و فرهنگی مسئولان کشور قرار گرفته، نگرشی است که مردان نسبت به نوع حجاب همسرانشان دارند، مسئله ای که گاه مهم ترین دلیل بدحجابی لقب می گیرد.

کیانا نیکفام - بخش اجتماعی تبیان
زن و مرد، دختر و پسر، غیرت

 با نگاهی به مولفه های بدحجابی در سطح شهر متوجه می شویم که بسیاری از زنان بدحجاب در سایه حمایت مردهایی که تعریفشان از حجاب بسیار متفاوت از تعاریف معمول است، به رفتار نابهنجار خود تاکید می ورزند و زمینه را برای پیامدهای اجتماعی بعدی مهیا می کنند. تعریف های متفاوتی که نگاه به آنها می تواند بازگو کننده برخی از عوامل اصلی رواج بی حجابی باشد.

حجاب چیه، دلت پاک باشه!

یکی از بهانه هایی که بسیاری از آقایان در برابر این پرسش که چرا اجازه می دهند همسرشان با چنین ظواهری در محیط های عمومی حضور یابد، عنوان می کنند این است که مگر به لباس رنگی و چند تار موی بیرون مانده از روسری چه اشکالی دارد؟! مهم این است که دل آدم پاک باشد و من به عفاف و پاکدامنی همسرم اعتماد دارم! این مردان با تکیه به اینکه حجاب و عفاف معیار درستی برای پاکی و پاکدامنی محسوب نمی شود، همواره به دفاع از لباس و پوشش نامناسب همسرانشان بر می ایند و در این میان گاه از خود زنان هم اصرار بیشتری بر ادامه روند بدپوشی دارند!

این همه چادری که از چادر برای پوشش خطایشان استفاده می کنند

یکی از بهانه هایی که بسیاری از آقایان در برابر این پرسش که چرا اجازه می دهند همسرشان با چنین ظواهری در محیط های عمومی حضور یابد، عنوان می کنند این است که مگر به لباس رنگی و چند تار موی بیرون مانده از روسری چه اشکالی دارد؟! مهم این است که دل آدم پاک باشد و من به عفاف و پاکدامنی همسرم اعتماد دارم!

یکی دیگر از بهانه هایی که برخی از مردان در برابر انتقاد مردم از بدپوششی همسرانشان عنوان می کنند، این است که حجاب و چادر دلیل بر خوب بودن زن و دختر نیست و ما چه بسیار زنان و دخترانی را می شناسیم که تحت لوای پوشش چادر، رفتارهای دور از اخلاقی را انجام می دهند و در حالی که مردم گول چادر و حجابشان را می خورند و اصلا حواسشان به پشت پرده این چادر نیست!

 

مردان فمینیسم نمای مدافع بدحجابی!

نوع دیگر از مردانی که از طرفداران بدپوششی همسران و دخترانشان هستند، افرادی هستند که داعیه تساوی حقوق زن و مرد را دارند و می گویند، چطور است ما می توانیم به راحتی و بدون پوشش های دست و پا گیر در محیط های اجتماعی حضور پیدا کنیم ، اما زنان و دختران با این همه لباس و پوشش محدود کننده قدم به محیط های عمومی بگذارند و نتوانند از آزادی و راحتی پوشش بهره مند شوند؟! از طرفی به باور این نوع مردان، زنان در انتخاب حجابشان مختار هستند و هیچ کسی حق ندارد زنان را به نوع خاصی از پوشش و حجاب اجبار کنند. این در حالی است که این افراد اصلا توجهی به تاثیرات اجتماعی و پیامدهای خانمان براندازی که بدحجابی زنانشان می تواند بر پیکره اجتماع وارد  کند، ندارند!

روشنفکرم، پس اجازه بدحجابی به همسرم می دهم!

از جمله مردانی که دوست دارند زنشان در محیط های عمومی بد حجاب ظاهر شوند، مردانی هستند که به اصطلاح ادعای روشنفکری دارند و حجاب و چادر را در منافات با باورهای روشنفکر مابانه شان می دانند. شاید در مکالمات روزمره هم بسیار این عبارت را شنیده باشیم که فلانی روشنفکر است و کاری به حجاب و پوشش زنش ندارد و او را آزاد می گذارد! بدعت نامناسبی که متاسفانه تحت لوای روشنفکری مدتها است که حیات خود را در جامه خود اغاز کرده است و زمینه را برای سوء استفاده چشم چرانان خیابانی فراهم آورده است

خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو!

مردانی که طرفدار بد پوششی زناشان هستند، دسته ای دیگری هم دارند، کسانی که بدپوششی و بدحجابی را همرنگی با جماعت تلقی می کنند و می گویند نود درصد زنان و دختران سطح اجتماع، حجاب کامل ندارند و در این میان اتفاقا این خانم های چادری با حجاب هستند به دلیل اینکه نسبت به بدحجاب ها در اقلیت قرار گرفته اند ببیشتر در چشم هستند و جلب توجه می کنند و به همین دلیل همسران ما هم برای اینکه همرنگ جماعت شوند، چنین ظاهری را در پیش گرفته اند!

دوست دارم همسرم از همه زنان زیبا تر به نظر بیاید!

برخی از همسران خانم های بدحجاب هم با ادعای اینکه می خواهند همسرانشان از همه زنان و دختران شهر زیباتر به نظر بیاید، روی این رفتار دور از عرف همسرشان لاپوشانی می کنند. این افراد به گونه ای رفتار می کنند که انگار معابر عمومی شهر استیج مدو لباس است و دوست دارند همسرانشان را با بیشترین آرایش و زیباترین لباس ها در خیابان هاحاضر شوند و در این میان از همسر سایر مردان خیابان، سرتر به نظر برسد!

نگاه هایی که روی همسر سنگینی می کند

خودم اجازه چشم چرانی را به سایر مردها می دهم!

این افراد به گونه ای رفتار می کنند که انگار معابر عمومی شهر استیج مدو لباس است و دوست دارند همسرانشان را با بیشترین آرایش و زیباترین لباس ها در خیابان هاحاضر شوند و در این میان از همسر سایر مردان خیابان، سرتر به نظر برسد!

اینکه مردان به چه دلیل به همسرانشان اجازه می دهند با پوشش و آرایش نامناسب در معابر عمومی حضور پیدا کنند و خودشان هم زنانشان را در چنین مسیری همراهی می کنند، هر چه که باشد، نتیجه ای که در امتداد این روند رخ می دهد این است که خودشان به مردان خیابان و محیط های اجتماعی اجازه می دهد که از تماشای زیبایی های همسرش لذت ببرند و به نوعی خود راه را برای چشم چرانی مردان در برابر ناموس و همسرش می گشاید. از سوی دیگر زمانی که همسر این افراد به تنهایی در محیط های اجتماعی و معابر عمومی با همان پوشش و ارایش نامناسب حضور پیدا می کند، زمینه را برای مزاحمت مردان خیابانی می گشاید و در چنان شرایطی خود مرد هم حضور ندارد که بخواهد از همسرش در برابر این تعدی ها دفاع کند و در این میان امینت زن در اجتماع دچار مشکلاتی می شود.

در کنار زنان، تفکر مردان هم در برابر حجاب باید تغییر کند

با توجه به تاثیری که مردان در نوع حجاب همسرانشان دارند، می توان نتیجه گرفت که نهاد های سیاست گذار در کنار تاکید بر حجاب دختران و زنان باید در ایجاد باورهای صحیح در خصوص حجاب و پیامد هایی که بد پوششی می تواند بر زندگی خود زنان و دختران وارد کند، تصور مردان را در خصوص بدحجابی همسران هم تغییر دهند تا هم خانواده و هم جامعه از پیامد های بدحجابی در امان بماند.


مهدویت، و مدعیان دروغین بی خرد!

مهدویت، و مدعیان دروغین بی خرد!

ظهور

اندیشه مهدویت، از زمان پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و امامان معصوم(علیهم السلام) تا به الان، در جامعه اسلام، راسخ و استوار بوده است. این واقعیت به گونه ای مشهور است که هیچ کس نمی تواند منکر آن بشود. متأسفانه این مسأله در طول تاریخ، دچار آسیب هایی از جمله مدعیان دروغین گشته است. همین مسأله باعث شده تا روشنفکران وهابی و غیر وهابی، اصل مهدویت و اعتقاد به مهدی موعود، را زیر سۆال ببرند.


البته این مدعیان دروغین با اهداف خاصی به وجود آمده اند، که طبق نظر علمای امامیه به هیچ عنوان، هیچ کدام مورد قبول نیستند. در طول تاریخ مدعیان دروغین ادعاهای متفاوتی داشته اند. مانند: ادعای امامت به گونه ای که خود را "مهدی موعود" معرفی کرده اند. یا ادعای "نیابت خاصه"، بدین ترتیب که خود را از نواب خاصه حضرت معرفی نموده اند. و یا حتی به جایی رسیده اند که ادعای الوهیت نموده اند. و هر کدام به اندازه ادعایشان، مریدانی به دست آورده اند. این افراد از سادگی و جهل مردم استفاده کردند و برای خود مناصب الهی و دینی تعریف نموده اند.

اعتقاد به حضرت مهدی(عجل الله فرجه)، یعنی اعتقاد به کسی که زمینِ پر از جور و ستم و ظلم را، پر از عدل و داد و مساوات می نماید. این اعتقاد در کتب دینی، روایات وارده از اهل بیت(علیهم السلام) و آیات قرآن آمده است و حتی به آن اشارات صریحی نیز شده است. به همین دلیل عده ای در طول تاریخ اسلام، ادعای مهدویت کرده اند یا نسبت مهدویت به کسی داده اند. این افراد در متون اسلامی، به مدعیان دروغین مهدویت معروف هستند.(1)

ادامه مطلب ...

داعش پرچمداران سیاه پوش آخرالزمان؟!

داعش پرچمداران سیاه پوش آخرالزمان؟!

داعش

سه سالی از غائله ی وهابیت با ساختار غربی ـ عربی در سوریه و بعد عراق می ‌گذرد. کسانی که به نام اسلام و با پرچم توحید اما به رنگ سیاه قد برافراشتند و با اقدامات ننگین و وحشیانه ‌ی خود روسیاه ترین جنایتکاران تاریخ را رو سفید کردند.

گذشته از ماهیت آمریکایی ـ صهیونی این گروه که ایجاد و بقایشان به اعتراف مسئولان وقت ایالات متحده برای تامین اهداف آنها بود نگاهی هم می ‌توان به باورها و آرمان های آنها داشت و فارغ از آن ماهیت به نقد و بررسی آن نشست که در نوشته ی پیش رو هدف همین است.

ادامه مطلب ...

اهمیت ماه ذی القعده
اهمیت ماه ذی القعده

" rel="media:video" resource="http://swf1.tebyan.net/mainParts/persian/Services/Film/flvplayer_NewIII.swf?file=http://mov1.tebyan.net/1393/06/mahezeghade_141057.mp4&autoplay=0&stagewidth=602&stageheight=380&sitename=tebyan&siteaddress=http://www.tebyan.net">" style="WIDTH: 336px; HEIGHT: 287px" href="http://img1.tebyan.net/Big/1393/06/234839750817255240125901255510224242157.jpg" althtml="

تاریخ بارگذاری : 1393/06/18 زمان : 03':01'' بازدید : 300 1 0

کلیپ کوتاهی از بیانات رهبری در مورد اهمیت و جایگاه ماه ذی القعده و اعمال وارد شده در این ماه مبارک