بخش قبلی را اینجا ببینید
در خدمت موعظهای قرآنی بودیم و به این فراز مبارک رسیدیم: «وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ»
این فراز، فراز بسیار مهمی در زندگی هر انسان محسوب میشود. عید سعید غدیر و عیدالله اکبر یکی از مواردی است که این ابتغاء فساد در ارض باعث مظلومیتِ شگفتآورِ آن شده؛ امر بسیار مهمی که اتمام دین و اکمال نعمت بر پایهی آن استوار است و شخص رسول خدا – صلی الله علیه و آله - از روزهای آغازین تبلیغ اسلام بر آن پای فشرده، در مواضع و مواقف متعدد آن را تذکر دادند و بیان فرمودند. اما ابتغاء فساد در عدهای باعث شد که این راه قویم و این صراط مستقیم به این نحو که میبینیم، به این بلیهی ناگوار مبتلا شود و تا روزی که إنشاءالله جهان به فروغ ظهور مولایمان منور شود، این فساد هر روز جلوههایی از تأثر و تأسف را در جوامع اسلامی و بلکه بشری به وجود می آورد.
قطعاً این فساد، فساد اعظم است. فساد اعوجاج در دین، اضلال عباد، راه خدا را منحرف کردن و اولیای خدا را خانهنشین کردن و راه کمال را بر روی مردم بستن، از هر فسادی بالاتر است. در زندگیِ همهی ما این مطلب بسیار اهمیت دارد.
یک روحانی، یک عالم دین، کسی که اسوهی مردم شناخته میشود و مردم، دیانت و تقوا و خداپرستی خودشان را از او اتخاذ میکنند و در مواقف مختلفِ مردم، نقش مۆثر دارد؛ اگر خدای ناکرده فاسد شد و دنبال هواها و هوسها بود، بنابر تعبیر روایات «اذا فسد العالِم فسد العالَم»، ضررهایش خیلی زیاد است.
برای همهی ما در همین عمرهایی که داریم، نمونههایش مشهود است. فساد هم دارای انواع و اقسام و مراتبی است. بسیار انتباه و توجه و حتی ریاضت میخواهد که انسان از این مهلکهی بزرگ محفوظ بماند.
در ذیل همین آیهی مبارکه، روایت شریفی است که دو مطلب در آن توضیح داده شده است. مطلب اول را در جلسات گذشته گفتیم و آن این است که سرّ اینکه این حالت در بعضیها پیدا میشود که دنبال فسادند، در چیست؟ و شناخت این سرّ برای کسی که در مقام تربیت و تهذیب خودش هست، بسیار لازم است. انسان تا منشأ مفاسد و رذایل را نشناسد، ممکن است تلاشهای او روبنایی و زودگذر باشد و چون علل واقعیاش از بین نرفته است، با اندک غفلتی و یا در شرایط خاصی، آن علل بروز و ظهور کند.
در روایتی که در ذیل این موعظهی قرآنی بیان شده، امام صادق – علیه السلام - علل فساد را بیان کردند و فرمودند: تمام اینها زیر مجموعهی غفلت از خداوند تبارک و تعالی است. غفلت از خدای متعال باعث میشود که مفاسد درونی انسان فراوان شوند و مفاسد درونی، علل بروز مفاسد بیرونی باشند.
غفلت از خدای متعال، سبب میشود که غفلتهای دیگر هم دامنگیر انسان شود. کسی که از خدا غافل شد، قهراً از معاد هم غافل میشود و کسی که از معاد غافل شد، از حساب و کتاب و عاقبت و آیندهی خودش هم غافل میشود. اینها زمینههای فساد را در انسان هموار میکند؛ فسادهایی که دامن دیگران را هم میگیرد و دیگران را هم به اضلال و افساد میکشاند.
مطلب دوم که این هم امر بسیار مهمی است که در این حدیث شریف به آن پرداخته شده، راهکار اصلاح این امر باطنی است که امام صادق– علیه السلام - ارائه فرمودهاند. برای درمان این فسادهای باطنی که منشأ فساد ظاهری است، چه راهکارهایی وجود دارد؟ حقیقت سیر و سلوک همین است که انسان در پرتو تعلیمات انوار طیبهی چهارده نوری که خدای متعال آنها را ضیاء و فرقان و هادی قرار داده، مفاسد باطنی را بشناسد و راهکارهایی را که این بزرگواران برای اصلاح ارائه دادهاند، به کار گیرد.
راهکارهایی که در روایات بیان شده، مختلف هستند. بعضی، راهکارهای بسیار عمیقی هستند که جهات فساد را به کلی از بین میبرند و انسان را مصفا و مهذب میکنند. باید توجه داشت که عمل به برخی از این راهکارها اینگونه نیست که انسان را از وجود آن رذایل منزه کند، ولی موانعی بر سر راه آنها ایجاد میکند که با وجود آن موانع، رذایل دیگر نمیتوانند مقتضیات خودشان را در وجود انسان به وجود بیاورند.
مرحوم علامه مجلسی در باب الفساد، این روایت را مورد بحث قرار دادهاند. در این جلسه برخی از راهکارهایی را که امام – علیه السلام - به حسب این نقل فرمودهاند، متذکر میشویم.
حضرت – علیه السلام - فرمودند: «وَ عِلَاجُ ذَلِکَ الْفِرَارُ مِنَ النَّاسِ وَ رَفْضُ الدُّنْیَا»؛ یکی از راههای علاج آن مفاسد باطنی، دوری گزیدن و اعتزال از مردم است. در حدیث دیگری، حضرت صادق – علیه السلام - میفرمایند: «و فر من الناس فرارک من الاسد و الافعى»؛ این آموزه به طور مکرر و با تعابیر مختلف در بیانات ائمه – علیهم السلام - به حسب نقلها آمده است که بعضی از آنها را عرض میکنم.
بابی در روایت داریم به نام باب العُزلة که انسان از مردم اعتزال بجوید، أباعبدالله – علیه السلام - فرمودند: «اگر توانستی از خانهات بیرون نیایی، این کار را انجام بده»؛ البته منظور این نیست که برای درس و مباحثه و برای تبلیغ و ارشاد و حضور در نماز جماعت از منزل خارج نشوید. منظور روایت این است که بیهوده و بیهدف از منزل بیرون نیایید. چون وقتی از خانه بیرون میآیید، وظایف فراوانی بر دوش تو قرار میگیرد.
«فان علیک فی خروجک ان لاتغتاب و لاتکذب و لاتحسد و لاترائی»: وقتی از منزل خارج میشوی، بر تو لازم است که غیبت نکنی و دروغ نگویی و اهل حسادت و ریا هم نباشی.
«ولا تتصنع»: یعنی انسان نباید ظاهر خودش را زیبا و حسن جلوه دهد در حالی که واقعیت ندارد، چون این نفاق است. گاهی بعضی افراد اینگونه هستند و بنده بعضیها را دیدهام که وقتی از منزل بیرون میآیند، اگرچه اهل ذکر و زهد و تقوا نیستند، ولی حالتی به خودشان میگیرند که مردم خیال میکنند این گونه هستند. اخیراً بعضی از افرادی را که صداوسیما نشان داد که مبتلای به بعضی از فسادها شده بودند، خودشان تصریح کردند و گفتند: ما دوست داشتیم و لذت میبردیم که مردم و جوانها اطرافمان جمع شوند و ما مثلاً ادعا کنیم که با امام زمان – عجل الله تعالی فرجه الشریف - رابطه داریم.
«و لا تداهن»: اهل مسامحه نباش، اگر مسألهی امر به معروف و نهی از منکر پیش آمد، باید برای خدا غضب کنی و اهل مسامحه و مداهنه نباشی. وقتی در خانه هستی، سالبه به انتفاء موضوع است، اما وقتی بیرون آمدی، این وظایف به عهدهات میآید.
بعد فرمودند: «إِنْ قَدَرْتَ عَلَى أَنْ لَا تَخْرُجَ مِنْ بَیْتِکَ فَافْعَلْ»؛ اگر قدرت داشتی که شناخته نشوی و کسی تو را نشناسد، اینگونه عمل کن. روشن است که اینها مقیدند به آن مواردی که انسان وظیفهی الهی نداشته باشد که شناخته شود.
امیرالمۆمنین – علیه السلام - در خطبهای میفرمایند: «لا یَنْجُو فیهِ اِلاّ کُلُّ مُۆْمِنِ نُوَمَةٍ»، زمانهایی پیش میآید که نجات پیدا نمیکند مگر مۆمنی که کاملالذکر است و کسی او را نمیشناسد. «ان شهد لم یعرف»: اگر در جامعه حاضر باشد، کسی او را نمیشناسد.
یک جمله از مرحوم حضرت امام – رحمه الله - دیدم که میفرمایند بعضی افراد هستند که من به حالشان غبطه میخورم. آدم خداشناس و مۆمن و بی هوا (و هوس)، در حالی که کسی هم ایشان را نمیشناسد.
«وَإِنْ غَابَ لَمْ یُفْتَقَدْ»: اگر در مجامع هم حاضر نشود، آنقدر بی نام و نشان است که کسی متوجه نمیشود و کسی هم نمیپرسد که فلانی کجاست؛ نه حضورش معلوم است و نه غیابش برای افراد معلوم میشود. او متصل به خدا و مأنوس با خدای متعال است. اگر در جامعه حاضر میشود، برای ادای تکالیف و وظایفش است و گرنه اصلاً داعیهای برای حضور ندارد. این حضورهای بیوجه، دور هم جمع شدنهای بدون دلیل و حرفهای بی حساب و کتاب، انسان را به غیبت و تحقیر و انتشار حرفهای بیخود و تضییع اوقات میکشاند.
شخصی خدمت امام صادق – علیه السلام - عرض کرد: «أوصِنی یا ابن رسول الله»، «قال أقلل معارفک»، توصیهی حضرت – علیه السلام - به این شخص این بود که آشنایانت را کم کن.
یک بار آقایی آمد و به بنده اصرار کرد که میخواهیم برنامهای در تلویزیون راجع به سیر فقه و فقاهت داشته باشیم. بنده ایشان را به آقای دیگری ارجاع دادم. رفت و برگشت؛ گفت آن آقا حاضر نشد. سپس کس دیگری را معرفی کردم؛ ایشان هم حاضر به قبول این کار نشد. خلاصه، آن قدر پیش بنده آمده و اصرار کرد که قبول کردم. میگفت که باید بیایید مدرسهی فیضیه و آنجا مثلاً راه برویم و من سۆالاتی راجع به فقه و فقاهت طرح کنم و شما هم جواب بدهید که ضبط و بعد پخش شود. این چیزها خیلی با روحیهام سازگار نیست؛ علاوه بر اینکه آن مباحث هم بلدی میخواهد.
قبل از انجام این برنامه، خواب دیدم آیتالله بهاءالدینی نشستهاند؛ مثل زمانی که زنده بودند که وقتی داخل باغی میرفتند، دو تا قالی انداخته میشد و با شاگردان مینشستند و بحثهای مختلفی مطرح میشد. به همان شکل در خواب دیدم. بنده از آنجا رد شدم و نرفتم در آن جمع بنشینم. چند گامی که رد شدم، دیدم از آن طرفِ مقابل آیتالله جوادی آملی تشریف میآورند و به من فرمودند برگرد برویم در آن جلسه شرکت کنیم. بنده هم قبول کردم و برگشتیم، وقتی آمدیم، آقای بهاءالدینی به بنده فرمودند: بیا در بحث توحید شرکت کن، در فیلم و این حرفها خبری نیست. بعد از دیدن این خواب فهمیدم که نباید در این برنامه شرکت کنم و به صلاح بنده نیست.
بعد این آقایی که قرار بود برنامه را انجام بدهد، تشریف آورد، وقتی خواب را برای ایشان تعریف کردم، حاضر شد که دست از سر ما بردارد و ما در این برنامه شرکت نکنیم.
بعد حضرت فرمودند: «و طلاق الراحة»؛ آسایشهایی هست که برای اهل سیر و سلوک توجه به آنها صحیح نیست. بنده شنیدم که جد مادری ما مرحوم آقای حاج شیخ غلامحسین شرعی که مرد واقعاً خداترسی بود، پنج سال که برای تحصیل نجف مشرف شده بود، مادرشان یک لحاف و تشکی نو برای ایشان به نجف برده بود. وقتی ایشان برگشت، همان لحاف و تشک نو را برگرداند و اصلاً از آنها استفاده نکرده و گفته بود اگر من شبها روی اینها میخوابیدم، خوابم سنگین میشد و برای نماز شب و تهجد بیدار نمیشدم. بعضی راحتیهایی هست که حرام نیست، اما مناسبت نیست برای کسی که در صدد است در این فرصت کوتاهی که خدای متعال در این مزرعهی آخرت در اختیارش گذاشته است، بهترین استفادهها را برای ساختن آخرت و زندگی ابدیاش انجام دهد. آدم عاقل باید توجه به این امور داشته باشد. یک قِسم از راحتیهایی را که بدن را تنبل و عزم و ارادهی انسان را تضعیف میکند، باید کنار گذاشت.
خدای متعالی به حق مولا امیرالمۆمنین – علیه السلام - به همهی ما توفیق اصلاح نفس و تهذیب و به کارگیری راهکارهایی که ارائه فرمودهاند، عنایت بفرماید.
بخش بعدی را اینجا ببین
یکی دیگر از مولفه های مهم در ماجرای بدحجابی که سالهای سال است، محور بحث های اجتماعی و فرهنگی مسئولان کشور قرار گرفته، نگرشی است که مردان نسبت به نوع حجاب همسرانشان دارند، مسئله ای که گاه مهم ترین دلیل بدحجابی لقب می گیرد.
با نگاهی به مولفه های بدحجابی در سطح شهر متوجه می شویم که بسیاری از زنان بدحجاب در سایه حمایت مردهایی که تعریفشان از حجاب بسیار متفاوت از تعاریف معمول است، به رفتار نابهنجار خود تاکید می ورزند و زمینه را برای پیامدهای اجتماعی بعدی مهیا می کنند. تعریف های متفاوتی که نگاه به آنها می تواند بازگو کننده برخی از عوامل اصلی رواج بی حجابی باشد.
یکی از بهانه هایی که بسیاری از آقایان در برابر این پرسش که چرا اجازه می دهند همسرشان با چنین ظواهری در محیط های عمومی حضور یابد، عنوان می کنند این است که مگر به لباس رنگی و چند تار موی بیرون مانده از روسری چه اشکالی دارد؟! مهم این است که دل آدم پاک باشد و من به عفاف و پاکدامنی همسرم اعتماد دارم! این مردان با تکیه به اینکه حجاب و عفاف معیار درستی برای پاکی و پاکدامنی محسوب نمی شود، همواره به دفاع از لباس و پوشش نامناسب همسرانشان بر می ایند و در این میان گاه از خود زنان هم اصرار بیشتری بر ادامه روند بدپوشی دارند!
یکی از بهانه هایی که بسیاری از آقایان در برابر این پرسش که چرا اجازه می دهند همسرشان با چنین ظواهری در محیط های عمومی حضور یابد، عنوان می کنند این است که مگر به لباس رنگی و چند تار موی بیرون مانده از روسری چه اشکالی دارد؟! مهم این است که دل آدم پاک باشد و من به عفاف و پاکدامنی همسرم اعتماد دارم!
یکی دیگر از بهانه هایی که برخی از مردان در برابر انتقاد مردم از بدپوششی همسرانشان عنوان می کنند، این است که حجاب و چادر دلیل بر خوب بودن زن و دختر نیست و ما چه بسیار زنان و دخترانی را می شناسیم که تحت لوای پوشش چادر، رفتارهای دور از اخلاقی را انجام می دهند و در حالی که مردم گول چادر و حجابشان را می خورند و اصلا حواسشان به پشت پرده این چادر نیست!
نوع دیگر از مردانی که از طرفداران بدپوششی همسران و دخترانشان هستند، افرادی هستند که داعیه تساوی حقوق زن و مرد را دارند و می گویند، چطور است ما می توانیم به راحتی و بدون پوشش های دست و پا گیر در محیط های اجتماعی حضور پیدا کنیم ، اما زنان و دختران با این همه لباس و پوشش محدود کننده قدم به محیط های عمومی بگذارند و نتوانند از آزادی و راحتی پوشش بهره مند شوند؟! از طرفی به باور این نوع مردان، زنان در انتخاب حجابشان مختار هستند و هیچ کسی حق ندارد زنان را به نوع خاصی از پوشش و حجاب اجبار کنند. این در حالی است که این افراد اصلا توجهی به تاثیرات اجتماعی و پیامدهای خانمان براندازی که بدحجابی زنانشان می تواند بر پیکره اجتماع وارد کند، ندارند!
از جمله مردانی که دوست دارند زنشان در محیط های عمومی بد حجاب ظاهر شوند، مردانی هستند که به اصطلاح ادعای روشنفکری دارند و حجاب و چادر را در منافات با باورهای روشنفکر مابانه شان می دانند. شاید در مکالمات روزمره هم بسیار این عبارت را شنیده باشیم که فلانی روشنفکر است و کاری به حجاب و پوشش زنش ندارد و او را آزاد می گذارد! بدعت نامناسبی که متاسفانه تحت لوای روشنفکری مدتها است که حیات خود را در جامه خود اغاز کرده است و زمینه را برای سوء استفاده چشم چرانان خیابانی فراهم آورده است
مردانی که طرفدار بد پوششی زناشان هستند، دسته ای دیگری هم دارند، کسانی که بدپوششی و بدحجابی را همرنگی با جماعت تلقی می کنند و می گویند نود درصد زنان و دختران سطح اجتماع، حجاب کامل ندارند و در این میان اتفاقا این خانم های چادری با حجاب هستند به دلیل اینکه نسبت به بدحجاب ها در اقلیت قرار گرفته اند ببیشتر در چشم هستند و جلب توجه می کنند و به همین دلیل همسران ما هم برای اینکه همرنگ جماعت شوند، چنین ظاهری را در پیش گرفته اند!
برخی از همسران خانم های بدحجاب هم با ادعای اینکه می خواهند همسرانشان از همه زنان و دختران شهر زیباتر به نظر بیاید، روی این رفتار دور از عرف همسرشان لاپوشانی می کنند. این افراد به گونه ای رفتار می کنند که انگار معابر عمومی شهر استیج مدو لباس است و دوست دارند همسرانشان را با بیشترین آرایش و زیباترین لباس ها در خیابان هاحاضر شوند و در این میان از همسر سایر مردان خیابان، سرتر به نظر برسد!
این افراد به گونه ای رفتار می کنند که انگار معابر عمومی شهر استیج مدو لباس است و دوست دارند همسرانشان را با بیشترین آرایش و زیباترین لباس ها در خیابان هاحاضر شوند و در این میان از همسر سایر مردان خیابان، سرتر به نظر برسد!
اینکه مردان به چه دلیل به همسرانشان اجازه می دهند با پوشش و آرایش نامناسب در معابر عمومی حضور پیدا کنند و خودشان هم زنانشان را در چنین مسیری همراهی می کنند، هر چه که باشد، نتیجه ای که در امتداد این روند رخ می دهد این است که خودشان به مردان خیابان و محیط های اجتماعی اجازه می دهد که از تماشای زیبایی های همسرش لذت ببرند و به نوعی خود راه را برای چشم چرانی مردان در برابر ناموس و همسرش می گشاید. از سوی دیگر زمانی که همسر این افراد به تنهایی در محیط های اجتماعی و معابر عمومی با همان پوشش و ارایش نامناسب حضور پیدا می کند، زمینه را برای مزاحمت مردان خیابانی می گشاید و در چنان شرایطی خود مرد هم حضور ندارد که بخواهد از همسرش در برابر این تعدی ها دفاع کند و در این میان امینت زن در اجتماع دچار مشکلاتی می شود.
با توجه به تاثیری که مردان در نوع حجاب همسرانشان دارند، می توان نتیجه گرفت که نهاد های سیاست گذار در کنار تاکید بر حجاب دختران و زنان باید در ایجاد باورهای صحیح در خصوص حجاب و پیامد هایی که بد پوششی می تواند بر زندگی خود زنان و دختران وارد کند، تصور مردان را در خصوص بدحجابی همسران هم تغییر دهند تا هم خانواده و هم جامعه از پیامد های بدحجابی در امان بماند.
مهدویت، و مدعیان دروغین بی خرد!
اندیشه مهدویت، از زمان پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و امامان معصوم(علیهم السلام) تا به الان، در جامعه اسلام، راسخ و استوار بوده است. این واقعیت به گونه ای مشهور است که هیچ کس نمی تواند منکر آن بشود. متأسفانه این مسأله در طول تاریخ، دچار آسیب هایی از جمله مدعیان دروغین گشته است. همین مسأله باعث شده تا روشنفکران وهابی و غیر وهابی، اصل مهدویت و اعتقاد به مهدی موعود، را زیر سۆال ببرند.
البته این مدعیان دروغین با اهداف خاصی به وجود آمده اند، که طبق نظر علمای امامیه به هیچ عنوان، هیچ کدام مورد قبول نیستند. در طول تاریخ مدعیان دروغین ادعاهای متفاوتی داشته اند. مانند: ادعای امامت به گونه ای که خود را "مهدی موعود" معرفی کرده اند. یا ادعای "نیابت خاصه"، بدین ترتیب که خود را از نواب خاصه حضرت معرفی نموده اند. و یا حتی به جایی رسیده اند که ادعای الوهیت نموده اند. و هر کدام به اندازه ادعایشان، مریدانی به دست آورده اند. این افراد از سادگی و جهل مردم استفاده کردند و برای خود مناصب الهی و دینی تعریف نموده اند.
اعتقاد به حضرت مهدی(عجل الله فرجه)، یعنی اعتقاد به کسی که زمینِ پر از جور و ستم و ظلم را، پر از عدل و داد و مساوات می نماید. این اعتقاد در کتب دینی، روایات وارده از اهل بیت(علیهم السلام) و آیات قرآن آمده است و حتی به آن اشارات صریحی نیز شده است. به همین دلیل عده ای در طول تاریخ اسلام، ادعای مهدویت کرده اند یا نسبت مهدویت به کسی داده اند. این افراد در متون اسلامی، به مدعیان دروغین مهدویت معروف هستند.(1)
ادامه مطلب ...سه سالی از غائله ی وهابیت با ساختار غربی ـ عربی در سوریه و بعد عراق می گذرد. کسانی که به نام اسلام و با پرچم توحید اما به رنگ سیاه قد برافراشتند و با اقدامات ننگین و وحشیانه ی خود روسیاه ترین جنایتکاران تاریخ را رو سفید کردند.
گذشته از ماهیت آمریکایی ـ صهیونی این گروه که ایجاد و بقایشان به اعتراف مسئولان وقت ایالات متحده برای تامین اهداف آنها بود نگاهی هم می توان به باورها و آرمان های آنها داشت و فارغ از آن ماهیت به نقد و بررسی آن نشست که در نوشته ی پیش رو هدف همین است.
ادامه مطلب ..." rel="media:video" resource="http://swf1.tebyan.net/mainParts/persian/Services/Film/flvplayer_NewIII.swf?file=http://mov1.tebyan.net/1393/06/mahezeghade_141057.mp4&autoplay=0&stagewidth=602&stageheight=380&sitename=tebyan&siteaddress=http://www.tebyan.net">" style="WIDTH: 336px; HEIGHT: 287px" href="http://img1.tebyan.net/Big/1393/06/234839750817255240125901255510224242157.jpg" althtml="
از نخستین کسانی که در زمینه علم پزشکی کتاب نوشتهاند، امام علی بن موسیالرضا علیهالسلام است. امام وقتی به سوی طوس میآمدند، در نیشابور در مجلس مأمون با جماعتی از فلاسفه و پزشکان، چون یوحنابنماسویه و جبرئیلبنیخشوع و ابنبهلههندی و دیگر کسان گرد آمدند و سخن از طب به میان آمد. وقتی مأمون دراینباره از امام علیهالسلام پرسش کرد، حضرت فرمود: برای من به مرور زمان تجربیاتی حاصل گشته که آن را برای شما مینویسم. حضرت علیهالسلام، کتابی را درباره امور پزشکی نوشت و برای او فرستاد و مأمون دستور داد تا آن را با آب طلا بنویسند؛ از این رو به "رساله ذهبیه" موسوم گردید.
در ادامه، قسمتی از سخنان گوهربار حضرت امام رضا علیهالسلام را در مورد رعایت نکات بهداشتی و حفظ سلامتی بدن آوردهایم. امیدواریم با توجه به توصیههای آن حضرت و بهرهگیری از علوم جدید پزشکی، همیشه از بدنی سالم و به دور از هرگونه بیماری برخوردار باشید.
1. کسی که نمیخواهد معدهاش آزار و آسیب ببیند، موقع غذا خوردن آب ننوشد. کسانی که هنگام غذا خوردن آب مینوشند، دستگاه هاضمه را از ابتدای کارش، از کار بازمیدارند. این افراد به عارضه ضعف دستگاه گوارشی مبتلا خواهند شد؛ زیرا نوشیدن آب در اول غذا، معده را از هم باز میکند و عارضه گشادی معده میآورد.
2. آنان که میخواهند از بیماری بواسیر و رنج رودهای و درد قسمت پشت بدن در امان باشند، هر شب ده دانه خرمای برشتهشده را با روغن گاو بخورند.
3. کسانی که به ضعف حافظه دچارند، بهتر است همهروزه هفت مثقال کشمش سیاه ناشتا بخورند و نیز سه تکه زنجبیل که در عسل خواباندهاند (زنجبیل پرورده) با کمی خردل ضمن غذای روزانه خود بخورند. برای تقویت نیروی فکری خوب است که همهروزه سه دانه هلیله با نبات کوبیده بخورند.
4. از افراط در خوردن تخممرغ بپرهیزید زیرا این افراط کبد را از عمل منظم بازمیدارد و در سر و معده بادهای زیانبخشی به وجود میآورد.
کسی که نمیخواهد معدهاش آزار و آسیب ببیند، موقع غذا خوردن آب ننوشد.
کسانی که هنگام غذا خوردن آب مینوشند، دستگاه هاضمه را از ابتدای کارش،
از کار بازمیدارند. این افراد به عارضه ضعف دستگاه گوارشی مبتلا خواهند شد؛
زیرا نوشیدن آب در اول غذا، معده را از هم باز میکند و عارضه گشادی معده میآورد
5. هر کس میخواهد در فصل زمستان از بیماری سرماخوردگی در امان بماند، همهروزه سه قاشق عسل بخورد. آن دسته از عسلها که وقتی جلوی بینی میگیرید، بوی تندش شما را به عطسه وامیدارد یا عسلی که آدم را دچار بیحالی و سستی میکند و آن عسلی که زبان آدم را میسوزاند، عسلهای خوبی نیستند.
6. برای جلوگیری از گرمازدگی در روزهای تابستان، ضمن پرهیز از آفتاب خوردن، روزی یک عدد خیار فایده فراوانی دارد.
7. کسانی که میخواهند از سردرد و باد شکم در امان باشند، ماهی تازه بخورند. این کار را هم در فصل زمستان و هم در تابستان انجام دهند؛ زیرا ماهی تازه برای پیشگیری از اینگونه دردها بسیار سودمند است.
8. آنان که میخواهند همیشه بانشاط باشند، تا میتوانند از شام بکاهند و شبها سبکبار به رختخواب بروند.
9. کسانی که نمیخواهند گوشهایشان سست و فرو آویخته باشد یا این که از افتادن و بزرگ شدن لوزههای خود بیمناک هستند، بهتر است هر وقت که شیرینی میخورند، به دنبالش اندکی سرکه غرغره کنند.
10. آنان که از بادهای دردناک و شدید در بدن خود میترسند، هفتهای یکبار سیر بخورند.
11. آنان که به دندان خود علاقهمند هستند قبل از خوردن شیرینی، کمی نان بخورند؛ زیرا خردههای نان میان دندانها را پر میکند و نمیگذارد مواد شیرین به آنها آسیب برساند.
12. کسانی که از بوی بد دهان رنج میبرند انجیر میتواند آنها را از این رنج نجات دهد. امام رضا علیهالسلام در این مورد فرمودهاند: اَلتّینُ یَذهَبُ بِالبَخرِ؛ انجیر بوی بد دهان را برطرف میکند. (1) علاوه بر این میفرمایند: «یشّد الفم و العظم» انجیر، دهان و استخوان را محکم میکند. (2) و درخت انجیر شبیهترین گیاه به گیاهان بهشتی است. (3)
13. در بهار گوشتهای چربیدار و سایر غذاهای مخصوص زمستان را تبدیل به غذاهای سبک و معتدل و زودهضم کنید، این غذاها عبارتاند از: حبوبات، سبزیها و میوهها. در ماه دوم بهار گوشت و چربی کم بخورید و بیشتر از غذاهای با طبع سرد استفاده کنید، آب زیاد بنوشید و صبحها استحمام کنید و بانشاط به تلاش مشغول شوید.
14. بهترین غذاها در تابستان میوه، شیر و سبزیها و انواع نوشیدنیهای حلال (گیاهی) هستند. حمام با آب سرد در صبح و عصر مفید است، به شرطی که بلافاصله پس از کار یا پس از خوردن غذا نباشد. مصرف گوشت در این فصل مناسب نیست چون سموم آن به واسطه عرق فراوان هم دفع نمیشود. مصرف انواع ترشیها نیز برای دفع صفرا مفید است.
15. در تابستان به دلیل گرمای هوا چربیهای بدن آب میشوند؛ از این رو در پاییز نیاز ضروری به ذخیره کردن مواد چربی که مولد حرارت هستند، پیدا میشود و باید با مصرف غذاهای مناسب آن را ذخیره کنید تا بدن خود را برای مقابله با سرمای زمستان مجهز کنید. بدن به انواع غذاهای اصلی و میوههایی مانند انگور و انار نیاز دارد. همچنین استفاده از نوشیدنیهایی که از آنها تهیه میکنند، مفید است. به طور کلی مصرف میوههای ترش قبل از غذا و میوههای شیرین بعد از غذا مفید است.
16. در زمستان باید غذاهای پر انرژی مصرف کرد. مالیدن روغن و ماساژ استخوانها در حال استراحت با روغنهای شب بو، زیتون و گل سرخ به تقویت و استحکام آنها کمک میکند. مصرف سیر نیز هفتهای یک بار مفید است و موجب تحریک جنسی میشود. مصرف خرما گاهی با شیر و تخممرغ مناسب است و از سستی اواخر و نیمه دوم زمستان و اوایل بهار جلوگیری میکند.
17. آنان که میخواهند غذایشان زود هضم شود و دستگاه هاضمهشان کار خود را به آسانی انجام دهد، هر وقت که میخواهند با شکم سیر به رختخواب بروند، به پهلوی راست بخوابند و پس از مدتی به پهلوی چپ بغلتند تا به خواب راحت فرو روند.
18. توصیه امام رضا علیهالسلام به عنوان یک روش اصولی برای کنترل وزن کاستن از حجم غذای شام و نه ترک کامل آن است. آن حضرت میفرماید: کسی که میخواهد سالم و بدنی سبک و کم گوشت داشته باشد از شامش بکاهد. (4)
19. امام رضا (ع) برای ماه آب که تقریباً مطابق شهریور است در طبالرضا میفرمایند: آب سی و یک روز است، بادهای سموم در این ماه شدید میشود. هنگام شب زکام به هیجان میآید باد شمال وزیدن میگیرد در این ماه مزاج به ترید و چیزهای مرطوب خوردن صالح و سالم میگردد. (5) همان طور که اشاره شد امام رضا (ع) احتمال ابتلا به زکام در این ایام را دور از انتظار ندانستهاند. بنابراین یکی از ناراحتیهای پایانی فصل تابستان ممکن است ابتلا به زکام باشد. امام رضا (ع) در بیانی دیگر برای پیشگیری از این بیماری میفرمایند: مَن أرادَ دَفَعَ الزُّکامِ فِی الشِّتاءِ أجمَعَ، فَلیَأکُل کُلَّ یَومٍ ثَلاثَ لُقَمِ شَهدٍ؛ هر کس میخواهد در همه زمستان از زکام ایمن بماند، هر روز، سه لقمه عسل با موم آن بخورد. (6)
20. امام رضا (ع) برای ماه آب همچنین خوردن ماست را نافع دانستهاند و در ادامه فرمودهاند: هر کس مایل به خوردن ماست است و نیز میخواهد که زیانی به او نرسد آن را با زنیان مصرف کند. (7)
پانوشتها:
1. اصول کافی- جلد 6- ص 358
2. محاسن ج 2 ص 554 - مکارم الاخلاق- ص 198
3. مکارم الاخلاق: ج 376 ح 1251
4. طبالرضا/ص 270 و 271
5. طبالرضا – طب و بهداشت از امام رضا (ع) ص 53
6. بحار الأنوار، جلد 62، صفحه 324
7. الکافی 6 ر 328
فرآوری: مریم مرادیان نیری
بخش تغذیه و آشپزی تبیان
![]() | سرداران دفاع مقدس نرم افزارصوتی تصویری سرداران دفاع مقدس یک نرم افزار در زمینه زندگی نامه شهدای سرداران دفاع مقدس می باشد در این مجموعه زندگینامه 12 شهید بزرگ به صورت صوتی و تصویری با حجم بسیار کم ارائه شده . امیدواریم نهایت استفاده را از این مجموعه مفید ببرید.
دانلود |
خبرگزاری بین المللی تسنیم - مذاکرات هستهای نیویورک در سطح وزیران برگزار میشود/ میتوان به توافق نهایی رسیدافکارنیوز - پاسخ محمد نوری به ادعاهای دایی
افکارنیوز - خانم بازیگر ازدواجش را تکذیب کرد+ عکس
نقش ویژه یک ژنرال در پیروزی آمرلی و القصیر
افکارنیوز - بازگشت مجری جنجالی به تلویزیون+ عکس
افکارنیوز - دایی با گریه رفت!
افکارنیوز - تیم مذاکره کننده هستهای ایران وارد "وین" شد
چطور ماشین دست دوم بخریم؟/ چند توصیه کاربردی به خریداران خودروی مستعمل
مرسدس بنز روی دست پورشه بلند می شود
باهوشترین پرنده جهان
بلومبرگ: اوباما باید عازم ایران شود
مذاکرات هستهای نیویورک در سطح وزیران برگزار میشود/ میتوان به توافق نهایی رسید
اولین تمرین «پرسپولیسِ درخشان» برگزار شد/ از شعار« خجالت - خجالت» تا پخش شیرینی
امنیت در تمامی مرزهای کشور برقرار است
باسمه تعالی
زندگینامه امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)
مقدمه:
امام علی بن موسیالرضا (علیه السلام) هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا و هشتمین جانشین پیامبر مکرم اسلام میباشند.
ایشان در سن 35 سالگی عهدهدار مسئولیت امامت و رهبری شیعیان گردیدند و حیات ایشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی که سختیها و رنج بسیاری را بر امام رواداشتند و سر انجام مأمون عباسی ایشان را در سن 55 سالگی به شهادت رساند. در این نوشته به طور خلاصه، بعضی از ابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی مینماییم.
ادامه مطلب ...